مبینا شمسی خانی

مبینا شمسی خانی

اصفهان؛ پایتختِ فرهنگی ایران-قسمت اول

توصیف اصفهان و زیبایی هایش به جرئت یکی از سخت ترین کارهایی است که آدم هرچقدر هم تلاش کند کامل انجامش دهد باز یک جایش ناقص می شود.از هر گوشه ی این شهر که بنویسیم کم است.هر چقدر هم از زیبایی این شهر بنویسیم باز در حقش کم لطفی کرده ایم.

اصفهان سومین شهر بزرگ ایران،سومین شهر پرجمعیت ایران پس از تهران و مشهد و هم چنین صد و شصت و پنجمین شهر پرجمعیت ایران و نهمین شهر پرجمعیت باختر آسیا به شمار می رود.این شهر مرکز استان اصفهان است.اصفهان در سال 2006 به عنوان پایتخت فرهنگی جهان اسلام و در سال 1388 به عنوان پایتخت فرهنگ و تمدن ایران اسلامی و همین طور به عنوان پایتخت صنعتی ایران بعد از تهران انتخاب شده است.

تاریخچه

یک خط پیوسته و صاف از تاریخ اصفهان پیدا کردن،شاید کمی کاری سخت به نظر برسد اما به جرئت می توان سابقه ی اصفهان را به قدمت تاریخ ایران دانست.بنای اصفهان را به طهمورث،سومین پادشاه از سلسله ی پیشدادیان نسبت داده اند،اصفهان در تاریخ قدیم به نام “گی” در پارس علیا معرفی شده است.این شهر محل تقاطع راه های عمده و اقامتگاه سلطنتی پادشاهان هخامنشی بوده است.استرابون جغرافیدان یونانی در 2000 سال قبل،از اصفهان به عنوان مرکز کشور ایران نام برد.مسلمانان این شهر را “جی” نامیده اند و در طول تاریخ به نام های سپاهان یا شهر سواران و هم چنین صفاهان و صفاهون نیز نامیده شده است.در زمان اشکانیان،اصفهان مرکز و پایتخت یکی از ایالت های وسیعی بود که تحت فرمان ملوک اشکانی قرار داشت.در دوره ی ساسانیان ،اصفهان محل سکونت وقلمرو نفوذ “اسپوهران” یا اعضای هفت خانواده بزرگ ایرانی که مشاغل عمده و مناسب سلطنتی در اختیار داشتند ،بود. بعد از اسلام اصفهان مانند دیگر شهرهای ایران تا اوایل قرن چهارم تحت سلطه ی اعراب بود و در زمان منصور -خلیفه ی عباسی- مورد توجه قرار گرفت و به حاکم این شهر دستور داده شد در عمران و آبادانی آن کوشا باشد.در سال 319 هجری قمری مرداویج زیاری اصفهان را متصرف شد و آن را به پایتختی برگزید و جشن سده را هرچه با شکوه تر در این شهر برپا کرد.در سال 327 هجری قمری اصفهان به تصرف رکن الدوله دیلمی در آمد و آن را به پایتختی انتخاب کرد و اصفهان دوباره رونق خود را گرفت.در سال 433 هجری قمری اصفهان به دست طغرل پادشاه سلجوقی فتح شد.در سال 639 هجری قمری تحت سلطه مغول ها قرار گرفت.پس از بازگشت سپاه مغول شهر اصفهان مجددا رونق یافت.سقوط شهر اصفهان و انقراض سلسله صفویه که پس از 6 ماه محاصره به دست محمود افغان،انجام گرفت.با سقوط شهر اصفهان سلسله صفوی نیز منقرض شد و اصفهان دچار انحطاط شد.دردوران زندیه و قاجاریه پایتخت کشور به شیراز و تهران انتقال یافت در زمان قاجار پسر ناصرالدین شاه،ظل السلطان زمین و مصالح و آثار تاریخی شهر را به مردم می فروخت و می خواست به هر ترتیبی که شده مخارج قشون خود را که از واحدهای بسیار قوی و منظم کشور بود،تامین کند.

زبان و دین

مردم اصفهان به زبان پارسی با گویش اصفهانی سخن می گویند.از ویژگی های لهجه ی اصفهانی اضافه کردن حرف “س” به آخر واژگان می باشد که به جای واژه ی “است” استفاده می شود.مهاجران به اصفهان دارای گویش های متفاوت هستند و ارامنه ی اصفهان نیز به زبان ارمنی سخن می گویند.مکالمات روزمره و رسمی شهر همگی به زبان پارسی است.

اسلام شیعه به عنوان بخش اصلی دین مردمان این شهر است.علاوه بر این ارامنه ،یهودیان،بهاییان و زرتشتیان و سایر اقلیت های مذهبی نیز در شهر زندگی می کنند.جلفا که در جنوب اصفهان قرار گرفته،منطقه ای است که بیشتر مردم ساکن آن ارمنی هستند.ورود مذهب تشیع به اصفهان در طی چند دوره زمانی صورت گرفته که مهم ترین عبارت اند از:هجرت ابن هلال ثقفی از کوفه به اصفهان،اقامت و تبلیغ صاحب بن عباد وزیر آل بویه در این شهر،هجرت تبلیغی علامه حلی و شاگردانش به همراهی وحمایت شاه خدا بنده پادشاه شیعه مغول و در آخرین دوره در دوره ی صفویه و هجرت علمای جبل عامل به اصفهان،بافت شیعی این شهر به نقطه تکامل رسید.

فرهنگ

اصفهان را پایتخت فرهنگی-هنری ایران می دانند.البته که این شهر شایستگی بالایی برای این لقب دارد.سابقه ی فرهنگی این شهر با تاریخ اسلام پیوند خورده است.چنانچه در عصر اسلامی و فتح اصفهان توسط مسلمانان برخورد فرهنگ ملی با اسلام باعث شد که اصفهان به عنوان یکی از پایگاه های مهم نشر اسلام در بیاید.مورخین،باستان شناسان و ایران شناسان خارجی،اصفهان را در ردیف شهرهای مهم دوره ی اول تاریخی دنیا مانند پکن،ونیز،رم و فلورانس معرفی کرده اند و از نظر اهمیت تاریخی و اسلامی ،اصفهان ستاره ی جهان اسلام لقب گرفته است.

صنایع دستی

صنایع دستی اصفهان در جهان از شهرت خاصی برخوردار است.از جمله ی این صنایع می توان به قالی بافی،قلمکارسازی،خاتم سازی اصفهان،ساخت و قلمزنی فراورده های مسی و برنجی،منبت کاری،نمد مالی ،گیوه بافی وگیوه دوزی،عبا بافی،سفال و سرامیک سازی،پوست وپوستین دوزی،نگارگری،نقره سازی،مینا کاری ،کاشی سازی،طلاکوبی روی فولاد و قفل سازی اشاره کرد.

سوغات

معروف ترین ره آورد اصفهان گز شیرین،تهیه شده از انگبین و مغز پسته یا مغز بادام است.پولکی و نبات اصفهان،گردو عسل خوانسار،خشکبار،برنج لنجان،کلوچه برنجی،برشتوک،جوز قندی،انواع نقره کاری ها،سفره های قلم کار و دیگر صنایع دستی را می توان از دیگر سوغات اصفهان برشمرد.

 

پی نوشت: مناطق گردشگری در مقاله“اصفهان؛پایتخت فرهنگی ایران -قسمت دوم” معرفی شده اند.

 

این محتوا را برای دوستات بفرست

Share on facebook
Share on twitter
Share on linkedin
Share on pinterest
Share on email
Share on telegram
Share on whatsapp
Shopping Cart